جنس: چرم مصنوعی، پلاک استیل ضد حساسیت
طول دستبند به همراه زنجیر: 21سانتی متر عرض: 1.5سانتی متر
فری سایز (قابلیت تغییر اندازه)
"I mark the hours, every one, Nor have I yet outrun the Sun. My use and value, unto you, Are gauged by what you have to do."
Inscription on Hermione Granger's Time-Turner
هرميون جین گرنجر (به انگلیسی: Hermione Jean Grange) (تلفظ نام در انگلیسی: هرماینی) نام یکی از شخصیتهای مجموعه داستانهای هری پاتر نوشته جی کی رولینگ انگلیسی است. این شخصیت بهترین دوست رون ویزلی و هری پاتر به شمار میرود.
بهترین دوست هری پاتر و رون ویزلی، کسی جز هرمیون گرنجر، دختر مشنگزاده گریفیندوری نیست. وی در تاریخ ۱۹ سپتامبر ۱۹۷۹ از پدر و مادریمشنگ متولد شد که هر دو دندانپزشک بودند. (بدین ترتیب او بزرگترین عضو این گروه سه نفره به شمار میآید.) او باهوشترین دانشآموز همکلاس هری پاتر محسوب میشود و به همین دلیل کلاه گروهبندی ابتدا قصد داشته وی را به گروه ریونکلا (گروه دانشآموزان باهوش) بیندازد. وی در همه امتحانات سمج خود (به جز دفاع در برابر جادوی سیاه) نمره عالی کسب کردهاست و به نظر میرسد که تمامی کتابهای درسی خود را از حفظ است. هرمیون دانشآموزی ارشد به شمار میرود و از شکستن قوانین و مقررات خوشش نمیآید ولی در هنگام نیاز هیچگاه پشت هری و رون را خالی نکردهاست. لولو خورخوره او به شکل پروفسور مکگونگال است که به وی میگوید در همه امتحانات مردود شدهاست.
سپر مدافع هرمیون به شکل یک سمور (حیوان مورد علاقه رولینگ) است. چوبدستی او از چوب درخت مو و ریسه قلب اژدها ساختهشدهاست.
در هری پاتر و سنگ جادو ما نخستین بار زمانی هرمیون را ملاقات میکنیم که در قطار سریعالسیر هاگوارتز به دنبال وزغ نویل لانگباتم میگردد. او در همین زمان به هری و رون میگوید که کلیه کتب درسی خود را حفظ کردهاست. او در ابتدا به طرز آشکاری خودنما است و خیلی زود دبیران را به خود علاقهمند میکند ولی هری و رون چندان به دوستی با او علاقهای ندارند تا اینکه روزی رون در نزد هری از هرمیون بدگویی میکند ولی هرمیون میشنود و گریهکنان به دستشویی دخترها میرود. در همان شب یک غول غارنشین به دستشویی دخترها حمله میکند ولی هری و رون به کمک هرمیون میشتابند و او را از دردسر نجات میدهند. از آن پس این سه به دوستانی صمیمی تبدیل میشوند. هرمیون در انتهای کتاب برای نجات سنگ جادو به کمک هری میشتابد، هری و رون را از دست گیاه «تله شیطان» نجات میدهد و موفق میشود معمای منطقی پروفسور اسنیپ را حل کند.
در هری پاتر و تالار اسرار هرمیون پس از بازشدن تالار اسرار با همفکری هری و رون و جستجو در کتابخانهها و پرسش از معلمین، سرانجام موفق میشود راز حفره اسرار را کشف کند و بفهمد که هیولای تالار یک باسیلیسک است که از طریق مجرای فاضلاب به قربانیان حمله میکند ولی قبل از آن که این خبر را به اطلاع هری و رون برساند توسط هیولای تالار مورد حمله قرار میگیرد و خشک میشود. هری و رون میتوانند برگهای از کتابخانه را که در دست هرمیون مچاله شدهاست بیابند و بدین طریق راز تالار اسرار را کشف میکنند. مدتی بعد با آماده شدن عصاره ««مهر گیاه»» هرمیون به حالت عادی بازمیگردد.
در هری پاتر و زندانی آزکابان هرمیون گربهای به نام کج پا خریداری میکند که همیشه به دنبال خالخالی، موش رون است. . برنامه درسی هرمیون در این کتاب بسیار عجیب است زیرا به نظر میرسد که او در یک زمان در چند کلاس شرکت میکند. وی نخستین کسی است که پی میبرد پروفسور لوپین یک گرگینهاست. در برههای از داستان به نظر میرسد که گربه هرمیون موش رون را خوردهاست و به همین دلیل میانهاش با رون برای مدتی شکرآب میشود ولی در انتها با مشخص شدن این که سیریوس بلک بیگناه است، هرمیون با کمک ساعت زمانبرگردانی که برنامه درسیاش را توضیح میدهد، با هری در زمان به عقب بازگشته و سیریوس بلک را نجات میدهند.
در هری پاتر و جام آتش هرمیون(البته این اسم توسط خانم ویدا اسلامیه به اشتباه از هرماینی به هرمیون تبدیل شده) همراه خانواده ویزلی و هری به جام جهانی کوییدیچ میروند.هرمیون با ورود به هاگوارتز برای دفاع از حقوق جنها ی خانگی ت.ه.و.ع (تشکیلات هواداری و عمرانی جنها ی خانگی)را تشکیل میدهد(فکر ایجاد این تشکیلات از رفتار بد بارتی کراوچ با وینکی، بردگی جنها در هاگوارتز و رضایت شغلی انها به ذهن او خطور کردو با ملاقات دابی در هاگوارتز به اشتیاق او برای جلب جنها افزود).هرمیون در تمام مدتی که رون با هری قهر است به عنوان واسطه عمل میکند و سعی دارد آنها را آشتی دهد. در اواسط کتاب، ویکتور کرام بازیکن کوییدیچ بلغاری به وی علاقهمند میشود و او را برای جشن کریسمس به همراهی دعوت میکند و این امر باعث جر و بحث مفصل هرمیون با رون (که او نیز به هرمیون علاقهمند شدهاست) میگردد. هرمیون در تمامی مراحل مسابقات سهجادوگر یار و یاور هری است و در آموزش افسونها و طلسمها به وی به هیچ وجه کوتاهی نمیکند.
در هری پاتر و محفل ققنوس هرمیون نتیجه تمامی تلاشهای خود را میگیرد و به عنوان دانشآموز ارشد انتخاب میشود. و همچنین برای تشکیل گروه دفاع در برابر جادوی سیاه ارتش دامبلدور از هیچ تلاشی کوتاهی نمیکند. او تمامی آزمونهای سمج خود را با نمراتی عالی پشت سر میگذارد و در انتهای کتاب با نقشه خود باعث نجات هری از دست آمبریج میشود و به همراه او، رون، جینی، نویل و لونا به وزارت سحر و جادو میرود تا سیریوس را نجات دهند. آزمون سمج بر اساس سطح های زیر است که هرمیون در همه درس هایش O یا u عالی می گیرد به جز دفاع در برابر جادوی سیاه که E یا فراتر از حد انتظار می گیرد.
امتیاز ها در آزمون سمج((سطوح مقدماتی جادوگری)): O=عالی E=فراتر از حد انتظار A=قابل قبول P=ضعیف D=افتضاح T=غول غارنشین
((بر اساس کتاب هری پاتر و شاهزاده ی دورگه))
در سرتاسر کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه هرمیون به هری راجع به کتاب معجون سازی پیشرفته شاهزاده دورگه هشدار میدهد (البته کمی هم به خاطر پیشرفت هری در درس معجونسازی به اوحسادت میکند). رابطه عاطفی وی با رون در این کتاب پر فراز و نشیب است و مدتی نیز به خاطر دوستشدن رون با لاوندر براون دست به انتقامجویی میزند ولی سرانجام این رابطه عاطفی اوج میگیرد و این دو علاقهمندی به یکدیگر را ابراز میکنند. هرمیون شجاعانه در پایان کتاب در دوئل با مرگخواران در درون قلعه شرکت میکند و خوشبختانه آسیبی نمیبیند. با تصمیم هری مبنی بر عدم بازگشت به هاگوارتز در سال آینده و سفر به جستجوی جانپیچها هرمیون نیز همانند رون اعلام میکند که در این سفر او را همراهی خواهد کرد.
در هری پاتر و یادگاران مرگ ما پی میبریم که تصمیم هرمیون برای همراهی با هری کاملاً جدی است زیرا وی برای محافظت از مادر و پدرش حافظه آنها را تغییر داده و همچنین کتابهایی در رابطه با جانپیچها از دفتر دامبلدور برداشته است. وی در طول سفر (حتی طی زمانی که رون آنها را ترک میگوید) هری را ترک نمیکند و چندین بار هری و رون را از دست مرگخوارانی که قصد دستگیریشان را دارند نجات میدهد. وی در یافتن جانپیچها و نابودی آنها کمک شایانی به هری میکند و در زیر شکنجه بلاتریکس لسترنج درباره شمشیر گریفیندور به سرعت داستانی ساختگی سر هم میکند و به او تحویل میدهد. سرانجام هرمیون در نبرد نهایی هاگوارتز همراه با هری و رون شرکت میجوید.
هرمیون پس از ۱۹ سال با رون ازدواج کرده و صاحب دو فرزند با نامهای هوگو و رز شدهاست. او کار خود را با استخدام در سازمان ساماندهی و نظارت بر امور موجودات جادویی آغاز مینماید و در این سازمان موفق میشود زندگی را برای جنهای خانگی بسیار آسان کند. سپس به سازمان اجرای قوانین جادویی ارتقا مییابد و سرانجام در این سازمان موفق میشود که تمامی قوانین نژادپرستانهای که به نفع اصیلزادگان است را ریشهکن نماید.شخصیت هرمیون بی شک گزیدهای از شخصیت خود خانم رولینگ است.
عرض5.08 طول 4.44 عمق 2.54
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
این حلقه های شب تاب از جنس استیل آبکاری شده و بصورت سفارشی و در تمامی سایزها برای فانتزیما ساخته شده که به همراه زنجیر استیل جهت آویز ارسال خواهند شد. برای اینکه سریع بتونید حلقه رو در تاریکی ببینید چند دقیقه نور چراغ قوه رو از نزدیک روی حلقه بتابونید.
حلقه یگانه
حلقه یگانه (One Ring) که به نام حلقه قدرت (Rings of Power) نیز مشهور است توسط ارباب تاریکی، سائورون (Sauron)، برای سلطه بر سرزمین میانه (Middle-earth) و مردمش، مخصوصا الف ها (Elves) ساخته شد. حلقه یگانه در دوران دوم(Second Age) و با هدف احاطه برحلقه های ۱۹ گانه قدرت در آتش کوه هلاکت (Mount Doom) در سرزمین موردور (Mordor) توسط سائورون ساخته شده و در نهایت پس از نبردها، ماجراها و کشمکش های فراوان در سال ۳۰۱۹ دوران سوم (Third Age) حلقه توسط فرودو بگینز (Frodo Baggins) به موردور بازگشته و در نهایت به همراه گالوم (Gollum) در آتش کوه هلاکت سقوط کرده و نابود میشود. نابودی حلقه سبب نابودی جسم سائورون شده و تنها روح وی باقی میماند که فاقد هرگونه قدرت بازیابیست. در کتابهای هابیت (Hobbit)، ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) و سیلماریلیون (Silmarillion) توضیحاتی درباره تاریخچه و سرانجام حلقه داده شده است.
حلقه یگانه همچون دایره هندسی دقیقی از طلای خالص است و این ظرافت و خلوص اش است که باعث طمع دیگران میشود. برخلاف حلقههای ضعیفتر این حلقه هیچ گوهری بر خود نداشت. به نظر میرسد که حلقه میتوانست خود را بزرگ یا کوچک کند و به اندازه دست افراد دربیاید یا به او خیانت کند و از دستش بیرون بلغزد. هویت آن را میتوان با آزمایش کوچکی تشخیص داد: وقتی حلقه در آتش گرم میشود کتیبه زیر که به خط تنگوار (Tengwar) و به زبان سیاه موردور (Black Speech) است بر رویش نمایان میشود که بخشی از شعری در فرهنگ کهن است:
حلقهای است از برای حکم راندن، حلقهای است از برای یافتن، حلقهای است از برای آوردن، و در تاریکی به هم پیوستن...
One Ring to rule them all, One Ring to find them,One Ring to bring them all and in the darkness bind them
گردنبند بهلیت از مجموعه برزرک
جنس گردنبند از رزین
گردنبند بهلیت، که به آن "تخم شیطان" هم گفته میشود، یکی از اشیا عجیب و غریب و نمادین در سری مانگای "برزرک" نوشته کنتارو میورا است. این جواهر مرموز به شکل یک قلب ناقص است و دارای صورتی است که ویژگیهای آن در حین فعالسازی جلوهگر میشود. بهلیتها اشیاءای هستند که از عمق تاریکی وجود آمدهاند و نقش مهمی در سرنوشت شخصیتهای اصلی داستان ایفا میکنند. مالکان بهلیت میتوانند در لحظاتی از ناامیدی شدید، با استفاده از قدرت آن به اعضای "گاد هند"، یک گروه از موجودات فراطبیعی و قدرتمند، پیوسته و تبدیل به "آپوستل" شوند.
در داستان "برزرک"، گردنبند بهلیت به عنوان عاملی کلیدی در تحول گاتس، شخصیت اصلی، و گریفیت، دوست و در نهایت دشمن او، عمل میکند. گریفیت، پس از به دست آوردن بهلیت و روبرو شدن با شکست و خیانت عمیق، تصمیم میگیرد از قدرت آن استفاده کند. در یک مراسم تکاندهنده و فراموشنشدنی که به "اکلیپس" معروف است، گریفیت با فدا کردن همراهان خود به "گاد هند" ملحق میشود و به "فمتو"، یکی از قدرتمندترین موجودات دنیای "برزرک"، تبدیل میشود. این لحظه نقطه عطفی در داستان است و مسیر گاتس را به عنوان یک "قاتل آپوستل" تعیین میکند، کسی که تصمیم دارد به هر قیمتی که شده از گریفیت انتقام بگیرد
جنس: سیلور
نحوه اندازه گیری: یک نخ به دور انگشت مورد تظرتون بپیچید و روی خطکش قرار بدین. اندازه به دست اومده رو با جدول سایز مقایسه کنید:
14: 50
15: 52
16: 53.5
17: 56.5
ننیا
ساخت سه حلقه الف ها توسط کلمبریمبور در اره گیون و در حدود سال 1590 دوران دوم سرزمین میانه به پایان رسید. با نابودی حلقه یگانه در ۳۰۱۹ دوران سوم سه حلقه قدرت خود را از دست دادند
سه حلقه الف ها یعنی ننیا ، ناریا و ویلیا تنها حلقه های قدرتی بودند که کاملا بدون دخالت و تاثیر سارون ساخته شدند. قدرت این سه حلقه قلمروهای الف ها در سرزمین میانه را تا زمان نابودی حلقه یگانه نگهداری و ابقا نمود.
ننیا ، حلقه سفید یا حلقه آب یکی از سه حلقه الف هاست که در دوران دوم به همراه ناریا و ویلیا توسط کلمبریمبور بعد از اینکه آناتار (سائرون) اره گیون را ترک کرد ساخته شد . ننیا از نفوذ آناتار آزاد بود زیرا تنها توسط کلمبریمبور و پنهان از آناتار ساخته شده بود اما سرنوشتش تحت تاثیر سرنوشت حلقه یگانه قرار داشت .
این گونه گفته شده که ننیا از میتریل به همراه سنگ سفید سختی ساخته شده که آن را بانو گالادریل از لورین در اختیار داشت و به طور معمول قابل مشاهده نبود . هنگامی که فرودو بگینز به عنوان حامل حلقه یگانه توانست ننیا را ببیند سم وایز گمجی به گالادریل گفت که تنها ستاره ای را در میان انگشتانش دیده است .
ننیا از واژه کوئنیایی نن به معنی آب گرفته شده است .
حلقه استیل باراهیر
با کیفیت و جزئیات بالا
ضد حساسیت
این انگشتر از جنس silver و سنگ کریستالی می باشد و با جزییات کاملی که در تصاویر میبینید ساخته شده است.
انگشتر باراهیر Ring of Barahir
انگشتر باراهیر (Ring of Barahir)، حلقه ای پر زرق و برق از جنس نقره است که توسط پادشاه الف ها فینرود فلاگوند (Finrod Felagund) به خاطر نجات جانش در جنگ داگور براگولاخ (Dagor Bragollach) به باراهیر (Barahir) هدیه کرد. این حلقه نشانه دوستی ابدی میان فینرود و خاندان باراهیر بود و آنان به صورت موروثی از خویشاوندان نزدیک او شدند.
حلقه به صورت دو مار در هم تنیده با چشمانی از جواهرات سبز توصیف شده است. این حلقه نماد خاندان فینارفین (Finarfin) است. به صورت ملاقات دو افعی در زیر یک تاج گل طلایی که یکی پیروز و دیگری بلعیده شده است. این جواهر در والینور (Valinor) ساخته شده و گاهی این گونه به نظر میرسد که با آتش سبز گداخته شده است ...
نهایتا حلقه توسط الروند (Elrond) به آراگورن (Aragorn) پسر آرتورن (Arathorn) داده شد. درسال 2980 دوران سوم زمانی که نام واقعی و اصل و نسبش به او گفته شد، حلقه به همراه تکههای نارسیل (Narsil) به او داده شد. آراگورن حلقه را به آروون (Arwen) داد و آن دو به نامزدی یکدیگر در آمدند.
هیچ نکتهای در مورد سرنوشت حلقه در دوران چهارم گفته نشده است...
گردنبند استیل پرداخت شده
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت و تضمین ثبات رنگ
حلقه یگانه سیلور و زنجیر زخیم از جنس استیل
همراه جعبه شخصی سازی شده چوبی
حلقه یگانه
حلقه یگانه (One Ring) که به نام حلقه قدرت (Rings of Power) نیز مشهور است توسط ارباب تاریکی، سائورون (Sauron)، برای سلطه بر سرزمین میانه (Middle-earth) و مردمش، مخصوصا الف ها (Elves) ساخته شد. حلقه یگانه در دوران دوم(Second Age) و با هدف احاطه برحلقه های ۱۹ گانه قدرت در آتش کوه هلاکت (Mount Doom) در سرزمین موردور (Mordor) توسط سائورون ساخته شده و در نهایت پس از نبردها، ماجراها و کشمکش های فراوان در سال ۳۰۱۹ دوران سوم (Third Age) حلقه توسط فرودو بگینز (Frodo Baggins) به موردور بازگشته و در نهایت به همراه گالوم (Gollum) در آتش کوه هلاکت سقوط کرده و نابود میشود. نابودی حلقه سبب نابودی جسم سائورون شده و تنها روح وی باقی میماند که فاقد هرگونه قدرت بازیابیست. در کتابهای هابیت (Hobbit)، ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) و سیلماریلیون (Silmarillion) توضیحاتی درباره تاریخچه و سرانجام حلقه داده شده است.
حلقه یگانه همچون دایره هندسی دقیقی از طلای خالص است و این ظرافت و خلوص اش است که باعث طمع دیگران میشود. برخلاف حلقههای ضعیفتر این حلقه هیچ گوهری بر خود نداشت. به نظر میرسد که حلقه میتوانست خود را بزرگ یا کوچک کند و به اندازه دست افراد دربیاید یا به او خیانت کند و از دستش بیرون بلغزد. هویت آن را میتوان با آزمایش کوچکی تشخیص داد: وقتی حلقه در آتش گرم میشود کتیبه زیر که به خط تنگوار (Tengwar) و به زبان سیاه موردور (Black Speech) است بر رویش نمایان میشود که بخشی از شعری در فرهنگ کهن است:
حلقهای است از برای حکم راندن، حلقهای است از برای یافتن، حلقهای است از برای آوردن، و در تاریکی به هم پیوستن...
One Ring to rule them all, One Ring to find them,One Ring to bring them all and in the darkness bind them
یادگاران مرگ
نام سه شی در مجموعه کتابهای هری پاتر (جلد هفتم) میباشد. این سه شی عبارتند از: چوبدستی شکست ناپذیر (ابر چوبدستی) الدر وند ، سنگ زندگی مجدد و شنل نامرئی. یادگاران مرگ در واقع نام داستانی از کتاب «افسانههای بیدل قصه گو»(کتابی در مجموعهٔ هری پاتر) میباشد.
داستان از این قرار است که سه برادر هنگام رسیدن به رودخانهای عمیق با استفاده از جادو پلی میسازند. مرگ که همیشه شاهد سقوط افراد به رودخانه و مرگشان بوده از حیلهٔ برادران خشمگین میشود و از این رو تصمیم میگیرد خود با حیلهای انتقام گیرد. او از سه برادر به خاطر ذکاوتشان تشکر میکند و از آنها میخواهد که هرکدام یک آرزو بکنند. بردار اولی و بزرگتر خواستار چوبدستی ای میشود که در هیچ دوئلی شکست نخورد. برادر دومی خواستار سنگی میشود که با آن بتوان مردگان را زنده کرد و برادر سومی خواستار چیزی شد که با آن مرگ نتواند او را تعقیب کند. مرگ از درخت یاس کبود چوبدستی و از رودخانه سنگ را به دو برادر داد و شنل خود را نیز به برادر سوم داد. برادر اولی به دهکدهای رفت و بعد از دوئلی موفق پیش همه از چوبدستی خود گفت. همان شب شخصی به بالین وی آمد او را کشت و چوبدستی را برداشت. برادر دومی به وسیلهٔ سنگ روح دختری را که دوست میداشت و مرده بود را حاضر کرد و از شوق پیوستن به او خود را کشت. اما برادر سومی با شنل سالها از دست مرگ گریخت تا این که به کهنسالی رسید و خود تسلیم مرگ شد.
پروفسور آلبوس دامبلدور در تفسیر این داستان میگوید:((پیام این داستان این است که فرار از مرگ محکوم به شکست است)).
((کدام یک از ما در صورت مواجه با چنین رویدادی تواضع و ذکاوت برادر سومی را نشان میدهیم؟)).
یادگاران مرگ به شکل یک مثلث که در داخل آن یک دایره و وسط آن دایره یک خط عمودی است ترسیم میشود و بر سنگ قبر لیلی و جیمز پاتر پدر و مادر هری پاتر حک شدهاند. این علامت را نیز زینوفیلیوس لاوگود مدیر مجلهٔ طفره زن به گردن دارد. هرکس که هر سه یادگار را گرد آورد نیروی او نامنتهی است و ارباب مرگ میشود
در کل علامت یادگاران مرگ از جمله اسرارآمیز ترین علامتهای دنیای جادویی میباشد.
گردنبند برش لیزراستیل 316
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
سائورون
سائورون (Sauron) فرمانده ارشد مورگوت (Morgoth) بود، وی همچنین در تمامی اعمال زیرکانه و اهریمنی مورگوت در سرزمین میانه (Middle-earth) و فراسوی آن، سهمی بزرگ داشت و در خباثت و پلیدی در مرتبه بعد از مورگوت بود، زیرا او مدتی دراز نه برای خودش که برای مورگوت خدمت میکرد. با این وجود به سبب قدرت و مقامی که سابقاً نزد آئوله (Aulë) والا (Valar) - ارباب سابقش - داشت و دانش عظیمی که او از آئوله و مورگوت در باب جادوگری و صناعت آموخت، او تبدیل به بزرگترین خادمان ملکور (Melkor) – مورگوت- شد؛ به همین خاطر هم پس از سقوط و بیرون رانده شدن مورگوت از سرزمین میانه، به ارباب تاریکی (Dark Lord) بدل شد و به دنبال او در گرداب تباهی و پلید فرو غلتید. سائورون دشمن اصلی مردمان آزاد در طی دورانها دوم (Second Age) و سوم (Third Age) بود. وی نیرومندترین مایارهاست و حتی از مایارهایی که هزاران سال پس از او وارد سرزمین میانه شدند به مراتب قدرتمندتر است - از مایار های دیگر مثل گندالف (Gandalf) و سارومان (Saruman)-.
در دوران دوم سائورون حلقه یگانه (One Ring) را در کوه هلاکت(Mount Doom) ساخت و و قسمت اعظم نیروی خود را هنگام ساختنش درون آن قرار داد. در بعضی از نوشتههای تالکین (Tolkien) آمدهاست که نام اصلی سائورون، مایرون(Mairon) بوده به معنای ستودنی ولی این نام پس از اینکه ملکور او را اغواء کرد دیگر به کار گرفته نشد ولی او همچنان به نامیدن خود با نام مایرون یا تارمایرون (Tar-Mairon) تا قبل از نابودی نومه نور (Númenor) ادامه داد.
سائورون کلمهای کوئنیایی (Quenya) است به معنی منفور. در زبان سینداری (Sindarin) به او گورتائور (Gorthaur) میگفتند و همچنین با نام نکرومنسر (Necromancer) یا ترس پلید یاد میکردند او را همچنین دشمن بینام میخواندند. دونه داین اورا سائورون فریبدهنده مینامیدند چرا که نقش او در ویرانی نومهنور و ارهگیون (Eregion) را دیده بودند.
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
جان رونالد رئول تالکین (John Ronald Reuel Tolkien) در سال 1892 در آفریقای جنوبی زاده شد، پدر و مادرش هر دو اهل انگلیسی بودند. وی در زمینه ادبیات قرون وسطا و آنگلوساکسون تحصیل کرد و از سال 1925 تا 1945 در کالج پمبروک آکسفرود به تدریس ادبیات آنگلوساکسون پرداخت و پس از آن تا سال 1959، یعنی تا زمان بازنشستگی استاد زبان و ادبیات انگلیسی در کالج مرتون بود.
تالکین در سال 1937 داستان هابیت (The Hobbit) یا آنجا و بازگشت دوباره (There and Back Again) را منشر کرد. پس از موفقیت این کتاب، به آفرینش سگانه (trilogi) ارباب حلقهها (Lord of the Rings) مشغول شد و این مجموعه پس از 12 سال کار، طی سالهای 1945 تا 1956 منتشر گردید و برای او شهرتی جهانی به ارمغان آورد... .
او در سال 1916 با ادیت برت (Edith Bratt) ازدواج کرد. گفته میشود رقص ادیت در روزی که برای پیاده روی به همراه او به جنگل رفته بودند برای تالکین الهام بخش نوشتن داستان برن و لوتین (Beren and Lúthien) میشود. داستانی که بیش از هر داستانی مورد علاقه تالکین بود... .
به جز کتابهای ذکر شده در بالا از جمله آثار تالکین میتوان به سیلماریلون (Silmarillion) که از آن به عنوان شاهکار تالکین در اسطوره شناسی و زبان یاد میشود، فرزندان هورین (The Children of Húrin)، قصههای ناتمام (Unfinished Tales) ، ماجراهای تام بامبادیل (The Adventures of Tom Bombadil)، درخت و برگ (Tree and Leaf)و ... اشاره کرد که اکثرا پس از مرگ او و توسط پسرش کریستوفر تالکین (Christopher Tolkien) انتشار یافتند.
تالکین در سال 1973 درگذشت. او و همسرش ادیت در یک قبر و در قسمت کاتولیکی قبرستان وولورکوت (Wolvercote) به خاک سپرده شدهاند. روی سنگ مزارشان میتوان این نوشته را مشاهده کرد :
ادیت مری تالکین، لوتین 1889-1971
جان رونالد رئول تالکین، برن 1892-1973
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
ایون استار Evenstar
اله سار (Elessar) یا گوهر الفی (Elfstone)؛ جواهری سبز رنگ بر روی سنجاقی نقره ای و عقاب شکل است که توسط انردهیل (Enerdhil) آهنگری از نژاد الف ها (Elves) که در ساخت جواهرات توانایی داشت در گوندولین (Gondolin) ساخته شد. او این جواهر را به ایدریل (Idril) داد تا بر سینه اش بزند . بعد از فرار وی از سقوط گوندولین ایدریل این گوهر را به پسرش ائارندیل (Eärendil) بخشید که وی نیز هنگام پرواز به سوی سرزمین قدسی (Undying Lands) آن را بر سینه داشت. برای سرنوشت این گوهر دو روایت گفته شده ؛ نخست اینکه اولورین (Olorin) این گوهر را به عنوان نشانه ای از اینکه والار (Valar) سرزمین میانه (Middle-earth) را رها نکرده اند به این سرزمین آورد و آن را به گالادریل (Galadriel) بخشید و به وی گفت که این گوهر برای تو نیست، تو می توانی از آن استفاده کنی تا هنگامی که زمانش برسد، هنگامی که خسته می شوی و در نهایت سرزمین میانه را رها می کنی کسی هست که تو این گوهر را به او ببخشی ، نام او هم نام این گوهر است. او اله سار نامیده می شود . (آراگورن پسر آراتورن دوم)
روایت دوم بازگو می کند که این گوهر همچنان با والار باقی می ماند و گالادریل مشتاق است تا بار دیگر به والینور بازگردد اما همچنان از سوی نولدور (Noldor) ممنوع است. بنابراین به نزد کلبریمبور (Celebrimbor) رفته و ابزار پشیمانی می کند. کلمبریمبور کسی که عاشق گالادریل بود و هنر آهنگری الفی را در گوندولین و هنگامی که دوست انردهیل بود آموخته بود این گوهر را بازسازی می کند و به او می بخشد. سپس گالادریل این گوهر را به دخترش کلبریان (Celebrian) داده و او نیز آن را به دخترش آرون (Arwen) می دهد. بار دیگر این گوهر به لوتلورین (Lothlorien) در نزد گالادریل باز می گردد تا آن را به آراگورن ببخشد.
در سه گانه سینمایی ارباب حلقه ها (The Lord of the Rings) ساخته پیترجکسون (Peter Jackson) این گوهر با ایون استار (Evenstar) جایگزین شده است. گردنبندی نقره ای با سنگی سفید که در ریوندل (Rivendell) از سوی آرون به آراگورن (Aragorn) بخشیده می شود . این گوهر احتمالاً باید همان جواهری باشد که آرون بعد از نابودی حلقه یگانه (One Ring) به فرودو (Frodo) می بخشد.
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
جنس پلاک و زنجیر استیل
پلاک استیل ۲ میلیمتر
زنجیر ۶۰ سانتیمتر
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
گردنبند استیل پرداخت شده
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت و تضمین ثبات رنگ
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
یادگاران مرگ
نام سه شی در مجموعه کتابهای هری پاتر (جلد هفتم) میباشد. این سه شی عبارتند از: چوبدستی شکست ناپذیر (ابر چوبدستی) الدر وند ، سنگ زندگی مجدد و شنل نامرئی. یادگاران مرگ در واقع نام داستانی از کتاب «افسانههای بیدل قصه گو»(کتابی در مجموعهٔ هری پاتر) میباشد.
داستان از این قرار است که سه برادر هنگام رسیدن به رودخانهای عمیق با استفاده از جادو پلی میسازند. مرگ که همیشه شاهد سقوط افراد به رودخانه و مرگشان بوده از حیلهٔ برادران خشمگین میشود و از این رو تصمیم میگیرد خود با حیلهای انتقام گیرد. او از سه برادر به خاطر ذکاوتشان تشکر میکند و از آنها میخواهد که هرکدام یک آرزو بکنند. بردار اولی و بزرگتر خواستار چوبدستی ای میشود که در هیچ دوئلی شکست نخورد. برادر دومی خواستار سنگی میشود که با آن بتوان مردگان را زنده کرد و برادر سومی خواستار چیزی شد که با آن مرگ نتواند او را تعقیب کند. مرگ از درخت یاس کبود چوبدستی و از رودخانه سنگ را به دو برادر داد و شنل خود را نیز به برادر سوم داد. برادر اولی به دهکدهای رفت و بعد از دوئلی موفق پیش همه از چوبدستی خود گفت. همان شب شخصی به بالین وی آمد او را کشت و چوبدستی را برداشت. برادر دومی به وسیلهٔ سنگ روح دختری را که دوست میداشت و مرده بود را حاضر کرد و از شوق پیوستن به او خود را کشت. اما برادر سومی با شنل سالها از دست مرگ گریخت تا این که به کهنسالی رسید و خود تسلیم مرگ شد.
پروفسور آلبوس دامبلدور در تفسیر این داستان میگوید:((پیام این داستان این است که فرار از مرگ محکوم به شکست است)).
((کدام یک از ما در صورت مواجه با چنین رویدادی تواضع و ذکاوت برادر سومی را نشان میدهیم؟)).
یادگاران مرگ به شکل یک مثلث که در داخل آن یک دایره و وسط آن دایره یک خط عمودی است ترسیم میشود و بر سنگ قبر لیلی و جیمز پاتر پدر و مادر هری پاتر حک شدهاند. این علامت را نیز زینوفیلیوس لاوگود مدیر مجلهٔ طفره زن به گردن دارد. هرکس که هر سه یادگار را گرد آورد نیروی او نامنتهی است و ارباب مرگ میشود
در کل علامت یادگاران مرگ از جمله اسرارآمیز ترین علامتهای دنیای جادویی میباشد.
گردنبند برش لیزراستیل 316
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند ساخته شده از جنس استیل در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برار رطوبت و ثبات رنگ
جنس استیل
زنچیر استیل ۶۰ سانتی متر
تولید شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
سکه فلزی لوسیفر
از سریال محبوب لوسیفر!
جنس از آلیاژ روی
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
حلقه استیل کلاغ وایکینگی (وگویسیر)
با کیفیت و جزئیات بالا
ضد حساسیت
جنس آلیاژ روی
زنجیر استیل
گردنبند ساخته شده از جنس استیل در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برار رطوبت و ثبات رنگ
این حلقه ها از جنس استیل آبکاری شده و ضد زنگ بوده و بصورت سفارشی و در تمامی سایزها برای فانتزیما ساخته شده که به همراه زنجیر استیل جهت آویز ارسال خواهند شد
حلقه یگانه
حلقه یگانه (One Ring) که به نام حلقه قدرت (Rings of Power) نیز مشهور است توسط ارباب تاریکی، سائورون (Sauron)، برای سلطه بر سرزمین میانه (Middle-earth) و مردمش، مخصوصا الف ها (Elves) ساخته شد. حلقه یگانه در دوران دوم(Second Age) و با هدف احاطه برحلقه های ۱۹ گانه قدرت در آتش کوه هلاکت (Mount Doom) در سرزمین موردور (Mordor) توسط سائورون ساخته شده و در نهایت پس از نبردها، ماجراها و کشمکش های فراوان در سال ۳۰۱۹ دوران سوم (Third Age) حلقه توسط فرودو بگینز (Frodo Baggins) به موردور بازگشته و در نهایت به همراه گالوم (Gollum) در آتش کوه هلاکت سقوط کرده و نابود میشود. نابودی حلقه سبب نابودی جسم سائورون شده و تنها روح وی باقی میماند که فاقد هرگونه قدرت بازیابیست. در کتابهای هابیت (Hobbit)، ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) و سیلماریلیون (Silmarillion) توضیحاتی درباره تاریخچه و سرانجام حلقه داده شده است.
حلقه یگانه همچون دایره هندسی دقیقی از طلای خالص است و این ظرافت و خلوص اش است که باعث طمع دیگران میشود. برخلاف حلقههای ضعیفتر این حلقه هیچ گوهری بر خود نداشت. به نظر میرسد که حلقه میتوانست خود را بزرگ یا کوچک کند و به اندازه دست افراد دربیاید یا به او خیانت کند و از دستش بیرون بلغزد. هویت آن را میتوان با آزمایش کوچکی تشخیص داد: وقتی حلقه در آتش گرم میشود کتیبه زیر که به خط تنگوار (Tengwar) و به زبان سیاه موردور (Black Speech) است بر رویش نمایان میشود که بخشی از شعری در فرهنگ کهن است:
حلقهای است از برای حکم راندن، حلقهای است از برای یافتن، حلقهای است از برای آوردن، و در تاریکی به هم پیوستن...
One Ring to rule them all, One Ring to find them,One Ring to bring them all and in the darkness bind them
سیلور (زنجیر و پلاک) - گوی با آبکاری طلا
طول از دوسر بال ۳۲ میلیمتر
وزن: ۴.۵ گرم
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند ساخته شده از جنس استیل در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برار رطوبت و ثبات رنگ
همراه با زنجیر استیل
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
جنس پلاک و زنجیر استیل
حکاکی در دوطرف گردنبند
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
گردنبند ساخته شده از جنس استیل در کارگاه فانتزیما
آبکاری کروم
مقاوم در برار رطوبت و ثبات رنگ
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
گردنبند استیل پرداخت شده
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت و تضمین ثبات رنگ
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخشته شده در کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
قوی ترین و با ارزش ترین وسیله دکتر استرنج "چشم آگاماتو" ست. این وسیله مثل گردنبندی میمونه که دکتر استرنج روی سینه خودش میبنده. گفته میشه که آگاماتو سه چشم نیرومند خلق کرده. دو تای آنها درباره "قدرت" و "علم غیب" بودند ولی سومی که دست دکتر استرنجه میتونه روی زمان تاثیر بگذاره و بهش قدرت های تله پاتیک بده. همچنین میتونه در زمان و فضا دریچه ایجاد کنه و دکتر استرنج رو به دنیاهای مختلف ببره.
ایون استار Evenstar
اله سار (Elessar) یا گوهر الفی (Elfstone)؛ جواهری سبز رنگ بر روی سنجاقی نقره ای و عقاب شکل است که توسط انردهیل (Enerdhil) آهنگری از نژاد الف ها (Elves) که در ساخت جواهرات توانایی داشت در گوندولین (Gondolin) ساخته شد. او این جواهر را به ایدریل (Idril) داد تا بر سینه اش بزند . بعد از فرار وی از سقوط گوندولین ایدریل این گوهر را به پسرش ائارندیل (Eärendil) بخشید که وی نیز هنگام پرواز به سوی سرزمین قدسی (Undying Lands) آن را بر سینه داشت. برای سرنوشت این گوهر دو روایت گفته شده ؛ نخست اینکه اولورین (Olorin) این گوهر را به عنوان نشانه ای از اینکه والار (Valar) سرزمین میانه (Middle-earth) را رها نکرده اند به این سرزمین آورد و آن را به گالادریل (Galadriel) بخشید و به وی گفت که این گوهر برای تو نیست، تو می توانی از آن استفاده کنی تا هنگامی که زمانش برسد، هنگامی که خسته می شوی و در نهایت سرزمین میانه را رها می کنی کسی هست که تو این گوهر را به او ببخشی ، نام او هم نام این گوهر است. او اله سار نامیده می شود . (آراگورن پسر آراتورن دوم)
روایت دوم بازگو می کند که این گوهر همچنان با والار باقی می ماند و گالادریل مشتاق است تا بار دیگر به والینور بازگردد اما همچنان از سوی نولدور (Noldor) ممنوع است. بنابراین به نزد کلبریمبور (Celebrimbor) رفته و ابزار پشیمانی می کند. کلمبریمبور کسی که عاشق گالادریل بود و هنر آهنگری الفی را در گوندولین و هنگامی که دوست انردهیل بود آموخته بود این گوهر را بازسازی می کند و به او می بخشد. سپس گالادریل این گوهر را به دخترش کلبریان (Celebrian) داده و او نیز آن را به دخترش آرون (Arwen) می دهد. بار دیگر این گوهر به لوتلورین (Lothlorien) در نزد گالادریل باز می گردد تا آن را به آراگورن ببخشد.
در سه گانه سینمایی ارباب حلقه ها (The Lord of the Rings) ساخته پیترجکسون (Peter Jackson) این گوهر با ایون استار (Evenstar) جایگزین شده است. گردنبندی نقره ای با سنگی سفید که در ریوندل (Rivendell) از سوی آرون به آراگورن (Aragorn) بخشیده می شود . این گوهر احتمالاً باید همان جواهری باشد که آرون بعد از نابودی حلقه یگانه (One Ring) به فرودو (Frodo) می بخشد.
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخشته شده در کارگاه فانتزیما
گندالف (Gandalf) یکی از پنج ایستاری (Istari) – جادوگر- بود که برای کمک به مردم وارد سرزمین میانه (Middle-earth) شدند. او یکی از مایاها (Maiar) بود که در والینور (Valinor) با نام اولورین (Olórin) شناخته می شد و از مینویان تحت فرمان مانوه (Manwe) بود. گفته می شود او در سال 1000 دوران سوم به همراه دیگر جادوگران وارد سرزمین میانه شدند. گندالف از نظر مرتبه دومین ایستاری بعد از سارومان سفید (Saruman the White) بود و علاقه خاصی به نژاد هابیت (Hobbit) داشت و تنها جادوگری بود که با خصوصیات این مردمان به خوبی آشنا بود. او همیشه با ردایی خاکستری و کلاهی آبی در سفر بود و هیچگاه اقامت گاهی دائمی نداشت همچنین او و دیگر فرستادگان ظاهری پیرمرد گونه را برای خود برگزیده بودند. الفها او را با نام میتراندیر (Mithrandir) - زائر خاکستری-، دورفها با نام تارخون (Tharkûn) و مردمان جنوب به نام اینکانوس (Incánus) می شناختند. در زمان ورود او به سرزمین میانه او با گیردان (Círdan) کشتی ساز ملاقات کرد و این دیدار موجب شد تا گیردان حلقه ناریا (Narya) - یکی از سه حلقه قدرت الفی- را به گندالف بدهد تا در درگیری های آینده کمک کننده او باشد.
درسال 1100 گندالف متوجه شکل گرفتن قدرتی شیطانی در قلعه دولگولدور (Dol Guldur) شد. گندالف برای فهمیدن ماهیت این قدرت شیطانی چندین بار در سالهای مختلف به این قلعه رفت. او متوجه شد که قدرت در حال شکل گیری در دولگولدور همان سائورون (Sauron) است و درسال 2850 پیشنهاد حمله نظامی به دول گولدور را در شورای سپید (White Council) مطرح کرد که توسط سارومان پذیرفته نشد. گندالف ترس از این را داشت تا سائورون، اسماگ (Smaug) اژدها را که در آن دوران تنها کوه (Lonely Mountain) را اشغال کرده بود، به یکی از متحدین خود تبدیل کند که این موضوع موجب تهدیدی بزرگ برای سرزمین میانه بود. گندالف در سال 2941 به صورت اتفاقی با تورین سپر بلوط (Thorin Oakenshield) که قصد باز پسگیری اربور (Erebor) از اسماگ را داشت، در بری (Bree) ملاقات کرد. او این موقعیت را بهترین فرصت برای از بین بردن تهدید شمالی دید و کلید راهرو مخفی اربور و همچنین نقشه اروبور را که از تراین (Thráin II) - پدر تورین- در آخرین مراجعه اش به دالگولدور گرفته بود، به تورین داد و همچنین نقشهای برای سفر به تنهاکوه به همراه تورین و یارانش تهیه کرد. در این سفر گندالف بیلبو بگینز (Bilbo Baggins) را برای همراهی گروه تورین راهی سفری غیر منتظره کرد... .
در داستان ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) گندالف به عنوان یکی از یاران حلقه (Fellowship of the Ring) به همراه فرودو (Frodo) برای از بین بردن حلقه از ریوندل (Rivendell) راهی شدند. در این سفر او رهبری گروه را بر عهده داشت و بارها با خردمندی خود باعث نجات یارانحلقه شد. او در موریا (Moria) در طی نبردی که با بالروگ (Balrog) داشت به داخل پرتگاه افتاد. یاران حلقه او را از دست رفته میدیدند ولی گندالف بعد از مرگ توسط ارو (Eru) به سرزمینمیانه باز گردانده شد تا ماموریت خود را به پایان برساند -با شمایلی سفید و البته قدرتمند تر از پیش-... .
پس از نابودی حقله ماموریت او در سرزمین میانه به پایان رسیده بود. گندالف و دیگر یاران حقله برای آخرین بار در میناستریت (Minas Tirith) و برای تاجگذاری اله سار (Elessar) در کنار یکدیگر گرد آمدند. پس از آن برای مدتی گندالف برای صحبت نزد تام بامبادل (Tom Bombadil) رفت. و پس از دوسال به همراه گالادریل (Galadriel)، الروند (Elrond) و فرودو از بندرگاه میتلوند (Mithlond) به سمت سرزمین های قدسی (Undying Lands) حرکت کردند...
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر آهن
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
" روزی روزگاری یک هابیت (Hobbit) در سوراخی زیر زمین زندگی میکرد. نه از آن سوراخهای کثیف و نمور که پر از دُم کِرم است و بوی لجن میدهد، و باز نه از آن سوراخهای خشک و خالی و شنی که تویش جایی برای نشستن و چیزی برای خوردن پیدا نمیشود؛ سوراخ، از آن سوراخهای هابیتی بود و این یعنی آسایش.
یک در کاملا گرد داشت مثل پنجره کشتی، که رنگ سبز خورده بود، با یک دستگیره زرد و براق و برنجی درست در وسط. در به یک تالار لوله مانند شبیه به تونل باز میشد: یک تونل خیلی دنج، بدون دود و دم، با دیوارهای تختهکوب و کف آجر شده و مفروش، مجهز به صندلیهای صیقل خورده، ویک عالمه، یک عالمه گل میخ برای آویختن کت و کلا: این هابیت ما دلش غنج میزد برای دید و بازدید. تونل پیچ میخورد و تقریبا، اما نه کاملا مستقیم در دامنه تپه- آن طور که همه مردم دور اطراف به فاصله چندین مایل به آن میگفتند تپه- پیش میرفت و تعداد زیادی درب کوچک، اول از این طرف و بعد از طرف دیگرش رو به بیرون باز میشد. این هابیت ما بالا خانه نداشت: اتاق خوابها، حمامها، سردابههای شراب، انباریها (یک عالمه از این انباریها)، جامه خانهها (کلی از اتاقها را اختصاص داده بود به لباس)، آشپزخانه، اتاقهای ناهار خوری، همه توی همان طبقه بود، و راستش را بخواهید توی همان دالان. بهترین اتاقها (وقتی داخل میشدی) همه دست چپ بود، چون اینها تنها اتاقهای پنجرهدار بودند، پنجرههای گرد و قرنیزدار مشرف به باغ خانه و مرغزار آن سو روی شیبی که به طرف رود خانه میرفت."
متن بالا اولین خط های نوشته شده توسط جی.آر.آر. تالکین (J.R.R.Tolkien) نویسنده کتابهای هابیت (The Hobbit)، ارباب حلقه ها (The Lord of the Rings)، سیلماریلیون (Silmarillion) و ... برای خلق این آثار به هم مرتبط است که توصیف بسیار زیبایی از خانه بیلبو بگینز (Bilbo Baggins) و محل زندگی او است، که توسط «رضا علیزاده» به زیبایی ترجمه شده است.
علامت روی درب نشانی است که گندالف (Gandalf) برو روی درب خانه بیلبو حک کرد تا تورین سپربلوط (Thorin Oakenshield) و گروهش بتوانند خانه بیلبو را پیدا کنند. این نشان به نشان عیاران معروف بود.
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند برش لیزر استیل
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
گردنبند استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
نارسیل (Narsil)
نازسیل نام شمشیر بلندی است که توسط الندیل (Elendil)، شاه انسان ها، در نبرد آخرین اتحاد (War of the Last Alliance) بکار گرفته شد. و ایزیلدور( Isildur) پسر الندیل بود که با استفاده از تکه های شکسته نارسیل دست سائورون (Sauron) را قطع کرد و حلقه یگانه (One Ring) را از او گرفت.
ایزیلور قطعه های شکسته شمشیر را پیش خود نگاه داشت و بعد ها تکه های شمشیر به ریوندل (Rivendell) و نزد لرد الروند (Elrond) برده شد. سالها بعد شمشیر شکسته دوباره از نو ساخته شد و به وارث ایزیلدور یعنی آراگورن (Aragorn) پسر آراتورن (Arathorn) سپرده شد.
شمشمیر دوباره ساخته شده را آندوریل (Andúril) نام نهادند و از آن در نبر های بزرگی همچون نبرد پلنور (Battle of the Pelennor Fields) و نبر دورازه سیاه (Battle of the Black Gate) استفاده شد .
گندالف
گندالف (Gandalf) یکی از پنج ایستاری (Istari) – جادوگر- بود که برای کمک به مردم وارد سرزمین میانه (Middle-earth) شدند. او یکی از مایاها (Maiar) بود که در والینور (Valinor) با نام اولورین (Olórin) شناخته می شد و از مینویان تحت فرمان مانوه (Manwe) بود. گفته می شود او در سال 1000 دوران سوم به همراه دیگر جادوگران وارد سرزمین میانه شدند. گندالف از نظر مرتبه دومین ایستاری بعد از سارومان سفید (Saruman the White) بود و علاقه خاصی به نژاد هابیت (Hobbit) داشت و تنها جادوگری بود که با خصوصیات این مردمان به خوبی آشنا بود. او همیشه با ردایی خاکستری و کلاهی آبی در سفر بود و هیچگاه اقامت گاهی دائمی نداشت همچنین او و دیگر فرستادگان ظاهری پیرمرد گونه را برای خود برگزیده بودند. الفها او را با نام میتراندیر (Mithrandir) - زائر خاکستری-، دورفها با نام تارخون (Tharkûn) و مردمان جنوب به نام اینکانوس (Incánus) می شناختند. در زمان ورود او به سرزمین میانه او با گیردان (Círdan) کشتی ساز ملاقات کرد و این دیدار موجب شد تا گیردان حلقه ناریا (Narya) - یکی از سه حلقه قدرت الفی- را به گندالف بدهد تا در درگیری های آینده کمک کننده او باشد.
درسال 1100 گندالف متوجه شکل گرفتن قدرتی شیطانی در قلعه دولگولدور (Dol Guldur) شد. گندالف برای فهمیدن ماهیت این قدرت شیطانی چندین بار در سالهای مختلف به این قلعه رفت. او متوجه شد که قدرت در حال شکل گیری در دولگولدور همان سائورون (Sauron) است و درسال 2850 پیشنهاد حمله نظامی به دول گولدور را در شورای سپید (White Council) مطرح کرد که توسط سارومان پذیرفته نشد. گندالف ترس از این را داشت تا سائورون، اسماگ (Smaug) اژدها را که در آن دوران تنها کوه (Lonely Mountain) را اشغال کرده بود، به یکی از متحدین خود تبدیل کند که این موضوع موجب تهدیدی بزرگ برای سرزمین میانه بود. گندالف در سال 2941 به صورت اتفاقی با تورین سپر بلوط (Thorin Oakenshield) که قصد باز پسگیری اربور (Erebor) از اسماگ را داشت، در بری (Bree) ملاقات کرد. او این موقعیت را بهترین فرصت برای از بین بردن تهدید شمالی دید و کلید راهرو مخفی اربور و همچنین نقشه اروبور را که از تراین (Thráin II) - پدر تورین- در آخرین مراجعه اش به دالگولدور گرفته بود، به تورین داد و همچنین نقشهای برای سفر به تنهاکوه به همراه تورین و یارانش تهیه کرد. در این سفر گندالف بیلبو بگینز (Bilbo Baggins) را برای همراهی گروه تورین راهی سفری غیر منتظره کرد... .
در داستان ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) گندالف به عنوان یکی از یاران حلقه (Fellowship of the Ring) به همراه فرودو (Frodo) برای از بین بردن حلقه از ریوندل (Rivendell) راهی شدند. در این سفر او رهبری گروه را بر عهده داشت و بارها با خردمندی خود باعث نجات یارانحلقه شد. او در موریا (Moria) در طی نبردی که با بالروگ (Balrog) داشت به داخل پرتگاه افتاد. یاران حلقه او را از دست رفته میدیدند ولی گندالف بعد از مرگ توسط ارو (Eru) به سرزمینمیانه باز گردانده شد تا ماموریت خود را به پایان برساند -با شمایلی سفید و البته قدرتمند تر از پیش-... .
پس از نابودی حقله ماموریت او در سرزمین میانه به پایان رسیده بود. گندالف و دیگر یاران حقله برای آخرین بار در میناستریت (Minas Tirith) و برای تاجگذاری اله سار (Elessar) در کنار یکدیگر گرد آمدند. پس از آن برای مدتی گندالف برای صحبت نزد تام بامبادل (Tom Bombadil) رفت. و پس از دوسال به همراه گالادریل (Galadriel)، الروند (Elrond) و فرودو از بندرگاه میتلوند (Mithlond) به سمت سرزمین های قدسی (Undying Lands) حرکت کردند...
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل
ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند استیل پرداخت شده
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت و تضمین ثبات رنگ
گردنبند استیل پرداخت شده
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت و تضمین ثبات رنگ
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
آویز استیل و زنجیر استیل
ضمانت ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل 316
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر استیل
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
هورد یکی از دو فرقهی سیاسی اصلی فانی در آزروت است که در نقطهی مقابل اتحاد قرار دارد. فرقه ای در دنيای واركرافت که در گذشته تنها شامل هوردها ميشد اما حال گسترده تر شده و اورك ها ، تاورن ها ، فراموش شدگان ، ترول ها و بلاد الف ها را در بر می گیرد . زماني كه اورك ها جدا از هم بودند در سال دوبار در دره ی سايه ی ماه جمع شده و جشن می گرفتند. هر قبيله ؛ يك يا چند Shaman یا جادوگر داشت كه هميشه با عناصر و ارواح نياكان در ارتباط بودند.
اورك ها ، بوسيله ی شمن هايشان هميشه با ارواح در ارتباط بودند ، و شمن بزرگ اورك ها ، نرزول معمولا پيام ارواح را به مردم انتقال می داد . در كنار اورك ها ، موجودات ديگري به نام درنای ها ( گروهي از اردار ها كه نخواستند تا مطيع سارگراس باشند و از دست سارگراس و مناری ها ( اردار هايی همچون آركيموند و كيل جيدن كه با به خدمت در آمدن سارگراس ، آلوده شدند ) فرار كردند ) زندگي ميكردند . درنای های صدها سال بخوبی در کنار اورک ها زندگی کردند و حتی با آنها داد وستد نیز داشتند تا زمانی که بالاخره جيدن ، به خاطر كينه اي كه از دست ولن ، رهبر درنای ها داشت ، يك شب به خواب نرزول آمد و گفت كه درنای ها در صدد نابودی اورك ها برآمده اند و او باید اورك ها را علیه یک دشمن واحد متحد ساخته و به درنای ها حمله كنند . نرزول هم با اين تصور كه اين الهام از سوی ارواح بوده ، شروع به تشويق اورك ها براي نابودي درنای كرد. نرزول رفته رفته به حرف های او ایمان آورد وشروع به متحد سازی اورک ها و حملات جسته گریخته به درنای ها کرد. بعد از چندی عناصر شمن ها رو رها كردند و شمن ها راهي نداشتند جز اين كه از نيروي سياه كيل جيدن بهره ببرند ، نيرويي كه گولدن ، شاگرد نرزول به شمن ها معرفي كرد. حالا ديگر شمني وجود نداشت و وارلاك ها جادوگران اورك ها بودند. اورک ها همگی به موجوداتی وحشی و خونخوار تبدیل شدند که چیزی جز ریختن خون انها را راضی نگه نمیداشت. اکثریت درنای ها کشته شدند و باقی مانده محدودی از آنها با هم به رهبری ولن ار درانور گریختند. اورك ها در دژ آتش دوزخ جمع شوند . همه ي قبيله ها در دژ ساكن شدند. حالا اين اورك های متحد ، هورد نام داشتند. بلاخره با تلاش های كيل جيدن و دست نشانده اش ، گولدن ، شهر تلمور و ساير شهر های درنای سقوط كرد و تقريبا درنای بوسيله ي هورد منقرض شد. البته ولن زنده ماند و دست اورک ها به وی نرسيد. به مرور ، پوست قهوه ای اورك ها سبز شد و درانور كه سرسبز بود حال چيزي جز بياباني قهوه ای نبود. اورك ها ناچار به ترك درانور شدند ، و بوسيله ي گولدن ، و يك جادوگر انسان به نام مديو ، دروازه اي شيطانی ساختند و به ازراث پا نهادند. قبيله ي فروست ولف به رهبري دوروتن ، پدر ترال ، به دليل مخالفت هاي زياد با وحشيگری های هورد ، به كوهستاني در ازراث تبعيد شدند .
گردنبند برش لیزر استیل 316
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند برش لیزر آهن
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند برش لیزر آهن
آبکاری کروم
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند برش لیزر
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند برش لیزر استیل
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر استیل ضخامت ۲ میلیمتر
مقاوم در برابر رطوبت
تضمین ثبات رنگ
ساخته شده در کارگاه گروه فانتزیما
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
گردنبند برش لیزر
دارای پوشش محافظت رنگ
ساخته شده توسط کارگاه فانتزیما
گردنبند ساخته شده از جنس استیل در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برار رطوبت و ثبات رنگ
الینا گیلبرت شخصیت مؤنث اصلی در سریال خاطرات خون آشام است. او ۱۸ سال دارد و در میستیک فالز ویرجینیا به همراه برادر و یا بهتر بگوئیم پسر عمویش جرمی زندگی میکند. الینا با استفن سالواتوره خون آشام ۱۶۵ ساله ارتباطی عاشقانه دارد که این ارتباط فراز و نشیبهایی داشته و دارد. الینا رابطه پیچیدهای با برادر بزرگتر استفن، دیمن دارد. دیمن نیز عاشق الیناست و این در حالی است که الینا در درک احساسات عاشفانه خود نسبت به دیمن و عشق و وفاداری نسبت به استفن با خود کشمکش دارد. الینا در مکالمهای با استفن به او میگوید که میخواهد نویسنده بزرگی شود، و مادرش او را ترغیب به نوشتن خاطرات روزانه اش کرده است.
الینا از زمانی که پدر و مادرش را در تصادف از دست داده سعی در این داشته که یک زندگی عادی داشته باشد. اگر هرگز استفن سالواتوره را نمی دید و یا عاشق او نمیشد باز هم به این دلیل که همزاد پتروا است در معرض خطر میبود. استفن، الینا را از تصادف نجات میدهد و هنگامی که او را از اتومبیل بیرون میکشد متوجه شباهت او به کاترین میشود. استفن او را چهار ماه تحت نظر دارد تا مطمئن شود او کاترین نیست. الینا میگوید که معجزهای او را نجات داده است. استفن بعد از اینکه درمی یابد او قلب پاک و بی ریایی دارد نمیتواند میستیک فالز را بدون شناخت او ترک کند و از دبیرستان شروع میکند. الینا از راز برادران سالواتوره آگاه و بعد از آن با فاتلین و اتفاقات و شخصیتهای ماورائی در زندگی روبرو میشود.
الینا فرزند جان گیلبرت و ایزابل فلمینگ و فرزند خوانده گریسون و میراندا گیلبرت است. او بعدها متوجه میشود که از نسل کاترین پیرس خون آشامی که استفن و دیمن را تبدیل کرده، است. او مهربان، با هوش، محبوب، دلسوز و همراه است. او میتواند آسیب پذیر هم باشد. الینا و جرمی بعد از مرگ والدینشان تحت سرپرستی خاله جنا قرار میگیرند.
در فصل ۱، الینا از مت داناوان جدا شده، استفن را میبیند و رابطهای جدید را آغاز میکند. راز برادران سالواتوره را میفهمد و از حمله ویکی با کمک دیمن و استفن در امان میماند. شاهد مرگ لکسی و نیز از بین رفتن کریستال طلسم بانی برای جلوگیری از ازادشدن خون آشامهای معبد توسط دیمن است. به دیمن برای آزاد کردن استفن از دام فردریک و دیگر خون آشامها کمک میکند. خون خود را به استفن میدهد و استفن بار دیگر به خون انسان تمایل پیدا میکند. الینا همراه با دیمن، استفن را برای برگرداندن به وضعیت عادی اش در زیرزمین زندانی میکنند.
الینا رابطه اش را با بانی بعد از مرگ مادربزرگ بانی برای مدتی قطع میکند و این رابطه با آمدن ایزابل دوباره از سر گرفته میشود. الینا به کمک بانی، دیمن را از آتش در روز جشن مؤسسان نجات میدهد.
در فصل ۲ پیشینه کاترین را پیدا میکند. رز و ترور او را میدزدند که با الایژا برای آزادی خود مبادله کنند. الینا برای شکستن نفرین سنگ ماه باید قربانی شود. کلاوس وارد بدن آلاریک میشود. نفرین باید شکسته شود تا بخش گرگینه کلاوس هم فعال شود. جان با مرگ خود فرصتی برای زندگی دوباره به الینا میدهد، اما تصور کلاوس مرگ الیناست.
در فصل ۳ الینا هنوز به دنبال استفن است. او با آلاریک و دیمن در این راه همراه میشود. همراه با دیمن به شیکاگو میرود تا استفن و کلاوس را پیدا کنند. کلاوس الینا را زنده پیدا میکند و متوجه میشود خون همزاد حائز اهمیت است نه کشته شدن او. با خوردن خون الینا تایلر به دو رگه تبدیل میشود. الینا همراه با دیمن و آلاریک تصاویر غار را کشف میکنند و به داستان اصیلها و راز خط خونی پی میبرند. الینا همراه با دیمن برای دیدن جرمی به دنور میرود. او با وجود خون دیمن در بدنش میمیرد و در خال تبدیل بیدار میشود.
گردنبند مار
زنجیر استیل
حلقه استیل میولنیر
با کیفیت و جزئیات بالا
ضد حساسیت
مرگخواران جادوگرانی بدسرشت در داستانهای هری پاتر هستند که از لرد ولدمورت دستور میگیرند و از جادوی سیاه و طلسمهای خطرناک استفاده می کنند.[نیازمند منبع]
این افراد در دوران مدرسه دنباله رو ولدمورت بودند و گلچینی از افراد جاه طلب به علاوه انسانهای ضعیف که به دنبال حامی بودند. افرادی شرور که به دنبال سرپرست بودند و گروهی عاشق شهرت که بعد از تمام شدن مدرسه با گذاشتن داغ علامت شوم روی بازوی خود به مرگخوارها پیوستند.علاوه بر آن وقتی که لرد ولدمورت نتوانست هری پاتر را نابود کند، عده ای از مرگ خوار ها وفاداری شان را از لرد ولدمورت قطع می کنند و عدهای دیگر خودشان را از وفاداران وزارت سحر و جادو جا زدند، اما در کتاب چهارم هری پاتر، وقتی لرد ولدمورت باز می گردد، دوباره مرگ خوار ها پیش ولدمورت باز می گردند. و در آخر کتاب هفتم هری پاتر، بیش تر مرگ خوار ها کشته می شوند.از جمله مرگ خواران می توان به:لوسیوس مالفوی.بلاتریکس لسترنج.بارتی کراوچ و ایگور کارکاروف اشاره کرد
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت
فالآوت 4 حالا پس از خوابیدن سر و صدای انتشار متال گیر سالید 5، مورد انتظارترین بازی سال قلمداد میشود و این در حالی است که کمتر از دو ماه تا انتشار بازی باقی مانده است. این طور که از اخبار میتوان استنباط کرد، پروسهی ساخت فالآوت 4 از سه سال پیش کلید خورده بود و در همایش E3 امسال بود که بتزدا تصمیم گرفت به شایعات چند ساله در باب انتشار این بازی پایان دهد. بیشترین اطلاعات بازی طی یک ماه گذشته و در جریان حواشی همایش گیمزکام آلمان به بیرون درز کرد. تاد هاوارد، کارگردان بازی در جریان تریلر جدیدی که شخصا آن را روایت میکرد در مورد دشمنان جدید، محیطها و مکانیزمهای جدید دنیای فالآوت صحبت کرد.
داستان اصلی فالآوت 4 طبق تریلر E3 در جریان حدود 200 سال پس از اتمام جنگ بر سر منابع یعنی سال 2077 و هولوکاست هستهای روایت میشود (همان دورهای که فالآوت 3 در آن جریان داشت). داستان در محدودهی ایالتهای بوستون و ماسچوست انگلستان که حالا با هم مشترک المنافع هستند و به نام «انگلستان جدید/ نیو انگلند» شناخته میشود، آخرالزمان جدیدی را به تصویر خواهد کشید. مثل نسخههای قبل، داستان فالآوت 4 هم حالا دقیقا وابسته به ماجرای اتمام جنگ بر سر منابع است (بیست و سوم اکتبر 2077). شخصیت اصلی که در Vault 111 پناه گرفته است دویست سال بعد از این واقعه آغازگر داستان جدیدی برای نیو انگلند خواهد بود.
مهمترین سیستم بازی در این تریلر به نمایش گذاشته شد. در فالآوت 4 نیز مثل نسخههای قبلی به ازای انجام دادن ماموریتهای اصلی وفرعی به شما پوینتهایی برای ارتقای کاراکتر اصلی تعلق خواهد گرفت. به همین منوال از این پوینتها میتوان در هفت شاخهی اصلی قدرت، درک، استقامت، کاریزما، تفکر، چابکی و شانس استفاده کرد. به هر اندازهای که هر کدام از این شاخهها پوینت بالاتری داشته باشند، کاراکتر شما قادر است تا مشکلات را با تکیه بر همان مهارت حل و فصل کند. هاوارد میگوید مجموعا 275 پرک در بازی برای ساختن کاراکتر شما در نظر گرفته شده است و به همین دلیل تجربهی فالآوت 4 برای هر کسی متفاوت خواهد بود.
مثل فالآوت 3 و نیو وگاس در نسخهی چهارم هم مکانیزم V.A.T.S طراحی شده است که البته با قبل تفاوتهای زیادی دارد. این سیستم به بازیکن اجازه میدهد تا در مواجهه با هر موجودی (انسان و یا موجودات ویستلندی بازی) بتوانید نقاط ضعف آن را کشف کنید. در نسخههای قبل هر چند این سیستم موجب توقف بازی میشد اما در فالآوت 4 به رغم نرم شدن بازی و ریلتایم شدن آن، در حین استفاده از این سیستم بازی جریان دارد اما زمان کند میشود.
سگ شخصیت اصلی شما که Dogmeat نام دارد، رفیق گرمابهی او به حساب میآید. هاوارد در جریان E3 اذعان کرد که این سگ در طول بازی نمیمیرد و میتوانید از او برای انجام یک سری کارهای تعیین شده استفاده کنید. مثل این که به نقطهی مشخصی برود یا برای برداشتن آیتم فرستاده شود. داگمیت در جریان مبارزات یار اصلی شخصیت شما خواهد بود و این که میتواند با استفاده از بویایی بینظیرش حضور دشمنان نزدیک را تشخیص دهد.
برای اولین بار در سری است که شخصیت اصلی شما میتواند حرف بزند! قبلا فقط شاهد رد و بدل شدن دیالوگها از طرف شخصیت اصلی به صورت متنی بودیم اما حالا میتوانیم صدای او را با هم بشنویم و این نکتهای تاثیر گذار برای پیشبرد روند داستان است. بتزدا خبر از شخصی سازی گستردهای را برای کاراکتر شما میدهد و اگر نسخههای قبلی را بازی کرده باشید میدانید که این شخصیسازی منتهی به ظاهر نیست و در روحیات او نیز تاثیر گذار است.
کلیت گیمپلی بازی بیشتر مدیون و وابسته به دو نسخهی قبلی است. مکانیزمها، سیستم دیالوگ، لول آپ و… همگی تنها با تغییرات کوجکی در بازی گنجانده شدهاند. ویژگی جدید بازی امکان ساخت خانه، بار، برج و دیگر ساختمانها را به بازیکنها میدهد. نحوهی کار این سیستم به این ترتیب است که با پیدا کردن متریالهای کافی اقدام به ساخت آنها میکنید و البته این تازه شروع کار است. مزدورها و راهزنهای ویستلند میتوانند به ساختمانهای شما حمله کنند، همان طور که این کار از شما هم بر میآید. بنابراین ساختن پدافندهای دفاعی مثل برجک نگهبانی و تلهها از آنها مواظبت کنید. ساختمانهای کنار هم شما با گذشت زمان میتوانندحتی تشکیل یک شهر کوچک را دهند.
در فالآوت 4 میتوانید برای انجام برخی وظایف اصلی به NPCها دستور دهید. هاوارد میگوید که برای هر کدام از مهارتهایی – که پیشتر اشاره شد – ده لول در نظر گرفته شده است. در مهارت کاریزما اگر به آخرین لول برسید، میتوانید پرک مربوطه را انتخاب کنید و پس از آن برای انجام مراحل از بقیهی مردم نیز کمک بگیرید. دنیای فالآوت سبک ریلتایمی دارد که حتی ممکن در میانهی یک مبارزه دشمنانتان به جان همدیگر هم بیفتند بنابراین چنین قابلیتی چندان دور از ذهن نیست.
در دمویی که از فالآوت 4 به نمایش در آمد، همه چیز رول عادی خود را پیش گرفته بودند تا این که سر و کلهی بمب افکنهایی پیدا شد که کار را برای شخصیت اصلی سخت کردند. تقریبا چالش برانگیزترین بخش تریلر برای بازیکن همین بمب افکنهای سرگردانی بودند که مجهز به مواد محترقهی سنگینی بودند. حتی کار تا جایی پیش رفت که آدمک Vault Boy بالای صفحه ظاهر شد و او را با باندپیچی روی بدنش دیدیم که یعنی وضع خیلی وخیم است!
خودتان را برای انواع و اقسام مدل اسلحه در بازی آماده کنید؛ تقریبا نیمی از تریلر بازی به نشان دادن سلاحهای مختلف بازی مثل اسلحهی جدید فت-من (یک موشک انداز قوی)، مینیگانها و آتش افکنها اختصاص یافته بود. که همگی به نظر نوید یک درگیری خونین را میدادند. به نظر میرسد رگههای اکشن در فالآوت قوت گرفتهاند.
اسلحهی جدیدی تحت عنوان لیزر ماسکِت که مثل سلاحهای لیزری سری Dead Space و حتی بدتر از آن عمل میکرد، بیشترین تاثیرگذاری را بین سلاحهای دیگر داشت و به راحتی دخل هر کسی که جلوی آن ظاهر میشد را میآورد.
فالآوت 4 تقریبا تمامی مکانیزمهای قدیمی سری را در خودش جمع کرده و آنها را از نو ساخته است اما طی توئیتی که اخیرا بتزدا منتشر کرد، بر خلاف فالآوت: نیو وگاس که پس از پایان بازی به بازیکن اجازهی لول آپ کردن داده نمیشد، در فالآوت 4 قادر خواهید بود پس از پایانبندی اصلی باز هم به کند و کاو در محیط ادامه دهید و بعدا با انتشار محتواهای دانلودی، پی داستانهای جدید بروید. این در حالی است که سنت بدی بین بازیهای نقشآفرینی جا افتاده که پس از پایان بندی اصلی قادر به انجام مراحل فرعی و یا لول آپ کردن نخواهید بود.
محیطها در فالآوت 4 گستردهتر شدهاند و از طرفی فاکتور داینامیک بودن نیز به آن اضافه شده است. شاید نتوان بازی را از حیث گرافیک عنوانی نسل هشتمی دانست، اما به جرئت میتوان گفت این وسعت در میان بازیهای چند سال اخیر بینمونه بوده است. بتزدا برای ساخت فالآوت 4 از موتور پایهی Creation – موتوری که از نسخهی قدیمیتر آن برای ساخت اسکایریم استفاده شده بود – کمک گرفته است.
فالآوت 4 از همین حالا یک از مدعیان گردن کلفت مقام بازی سال است و شکی در آن نیست. باید دید که دستپخت جدید تیم بتزدا و تاد هاوارد چطور به دل منتقدین و کاربران خواهد نشست. دهم نوامبر منتظر عرضهی بازی برای پلتفرمهای پیسی، پلیاستیشن 4 و ایکسباکس وان باشید.
انگشتر دیمن سالواتوره - جنس سیلور
به همراه سنگ لاجورد طبیعی
تولید شده در کارگاه فانتزیما
دیمن سالواتوره یک شخصیت داستانی در خاطرات خونآشام است . که یان سامرهلدر نقش وی را بازی میکند . در سال ۱۸۶۴ توسط خونکاترین پیرس و با ضربه گلوله پدر تبدیل به خون آشام میشود . برادر کوچکتر وی استفان او را متقاعد به خوردن خون میکند تا فرایند تبدیل شدن کامل شود وی به همین خاطر از برادر خود بسیار عصبانی است و نتیجه این کار باعث میشود نزدیک به یک قرن شکاف بین دو برادر ایجاد شود . وی علاقهٔ زیادی به کشتن و تغذیه از خون انسانها دارد و از زمانی که به واسطهٔ برادرش استیفن به یک خونآشام تبدیل شده؛ هدف خود را در زندگی عذاب دادن مردم و به خصوص اذیت کردن برادرش قرار دادهاست .
گردنبند توتعَنخآمون با زنجیر استیل (شاه توت)
گردنبند تابوت توتعَنخآمون با زنجیر استیل (شاه توت)
هورد یکی از دو فرقهی سیاسی اصلی فانی در آزروت است که در نقطهی مقابل اتحاد قرار دارد. فرقه ای در دنيای واركرافت که در گذشته تنها شامل هوردها ميشد اما حال گسترده تر شده و اورك ها ، تاورن ها ، فراموش شدگان ، ترول ها و بلاد الف ها را در بر می گیرد . زماني كه اورك ها جدا از هم بودند در سال دوبار در دره ی سايه ی ماه جمع شده و جشن می گرفتند. هر قبيله ؛ يك يا چند Shaman یا جادوگر داشت كه هميشه با عناصر و ارواح نياكان در ارتباط بودند.
اورك ها ، بوسيله ی شمن هايشان هميشه با ارواح در ارتباط بودند ، و شمن بزرگ اورك ها ، نرزول معمولا پيام ارواح را به مردم انتقال می داد . در كنار اورك ها ، موجودات ديگري به نام درنای ها ( گروهي از اردار ها كه نخواستند تا مطيع سارگراس باشند و از دست سارگراس و مناری ها ( اردار هايی همچون آركيموند و كيل جيدن كه با به خدمت در آمدن سارگراس ، آلوده شدند ) فرار كردند ) زندگي ميكردند . درنای های صدها سال بخوبی در کنار اورک ها زندگی کردند و حتی با آنها داد وستد نیز داشتند تا زمانی که بالاخره جيدن ، به خاطر كينه اي كه از دست ولن ، رهبر درنای ها داشت ، يك شب به خواب نرزول آمد و گفت كه درنای ها در صدد نابودی اورك ها برآمده اند و او باید اورك ها را علیه یک دشمن واحد متحد ساخته و به درنای ها حمله كنند . نرزول هم با اين تصور كه اين الهام از سوی ارواح بوده ، شروع به تشويق اورك ها براي نابودي درنای كرد. نرزول رفته رفته به حرف های او ایمان آورد وشروع به متحد سازی اورک ها و حملات جسته گریخته به درنای ها کرد. بعد از چندی عناصر شمن ها رو رها كردند و شمن ها راهي نداشتند جز اين كه از نيروي سياه كيل جيدن بهره ببرند ، نيرويي كه گولدن ، شاگرد نرزول به شمن ها معرفي كرد. حالا ديگر شمني وجود نداشت و وارلاك ها جادوگران اورك ها بودند. اورک ها همگی به موجوداتی وحشی و خونخوار تبدیل شدند که چیزی جز ریختن خون انها را راضی نگه نمیداشت. اکثریت درنای ها کشته شدند و باقی مانده محدودی از آنها با هم به رهبری ولن ار درانور گریختند. اورك ها در دژ آتش دوزخ جمع شوند . همه ي قبيله ها در دژ ساكن شدند. حالا اين اورك های متحد ، هورد نام داشتند. بلاخره با تلاش های كيل جيدن و دست نشانده اش ، گولدن ، شهر تلمور و ساير شهر های درنای سقوط كرد و تقريبا درنای بوسيله ي هورد منقرض شد. البته ولن زنده ماند و دست اورک ها به وی نرسيد. به مرور ، پوست قهوه ای اورك ها سبز شد و درانور كه سرسبز بود حال چيزي جز بياباني قهوه ای نبود. اورك ها ناچار به ترك درانور شدند ، و بوسيله ي گولدن ، و يك جادوگر انسان به نام مديو ، دروازه اي شيطانی ساختند و به ازراث پا نهادند. قبيله ي فروست ولف به رهبري دوروتن ، پدر ترال ، به دليل مخالفت هاي زياد با وحشيگری های هورد ، به كوهستاني در ازراث تبعيد شدند .
گای فاکس از اعضای توطئه باروت بود که در سال ۱۶۰۵ قصد منفجر کردن مجلس اعیان بریتانیا را داشتند.
این صورتک محبوبیت زیادی در بین عام پیدا کرد و در سال ۲۰۰۵ به صورت نمادین در فیلم وی مثل وندتا استفاده شد. قبل از آن نیز در جشنهای هالووین و شب آتش در انگلیس از آن استفاده میشد.
هورد یکی از دو فرقهی سیاسی اصلی فانی در آزروت است که در نقطهی مقابل اتحاد قرار دارد. فرقه ای در دنيای واركرافت که در گذشته تنها شامل هوردها ميشد اما حال گسترده تر شده و اورك ها ، تاورن ها ، فراموش شدگان ، ترول ها و بلاد الف ها را در بر می گیرد . زماني كه اورك ها جدا از هم بودند در سال دوبار در دره ی سايه ی ماه جمع شده و جشن می گرفتند. هر قبيله ؛ يك يا چند Shaman یا جادوگر داشت كه هميشه با عناصر و ارواح نياكان در ارتباط بودند.
اورك ها ، بوسيله ی شمن هايشان هميشه با ارواح در ارتباط بودند ، و شمن بزرگ اورك ها ، نرزول معمولا پيام ارواح را به مردم انتقال می داد . در كنار اورك ها ، موجودات ديگري به نام درنای ها ( گروهي از اردار ها كه نخواستند تا مطيع سارگراس باشند و از دست سارگراس و مناری ها ( اردار هايی همچون آركيموند و كيل جيدن كه با به خدمت در آمدن سارگراس ، آلوده شدند ) فرار كردند ) زندگي ميكردند . درنای های صدها سال بخوبی در کنار اورک ها زندگی کردند و حتی با آنها داد وستد نیز داشتند تا زمانی که بالاخره جيدن ، به خاطر كينه اي كه از دست ولن ، رهبر درنای ها داشت ، يك شب به خواب نرزول آمد و گفت كه درنای ها در صدد نابودی اورك ها برآمده اند و او باید اورك ها را علیه یک دشمن واحد متحد ساخته و به درنای ها حمله كنند . نرزول هم با اين تصور كه اين الهام از سوی ارواح بوده ، شروع به تشويق اورك ها براي نابودي درنای كرد. نرزول رفته رفته به حرف های او ایمان آورد وشروع به متحد سازی اورک ها و حملات جسته گریخته به درنای ها کرد. بعد از چندی عناصر شمن ها رو رها كردند و شمن ها راهي نداشتند جز اين كه از نيروي سياه كيل جيدن بهره ببرند ، نيرويي كه گولدن ، شاگرد نرزول به شمن ها معرفي كرد. حالا ديگر شمني وجود نداشت و وارلاك ها جادوگران اورك ها بودند. اورک ها همگی به موجوداتی وحشی و خونخوار تبدیل شدند که چیزی جز ریختن خون انها را راضی نگه نمیداشت. اکثریت درنای ها کشته شدند و باقی مانده محدودی از آنها با هم به رهبری ولن ار درانور گریختند. اورك ها در دژ آتش دوزخ جمع شوند . همه ي قبيله ها در دژ ساكن شدند. حالا اين اورك های متحد ، هورد نام داشتند. بلاخره با تلاش های كيل جيدن و دست نشانده اش ، گولدن ، شهر تلمور و ساير شهر های درنای سقوط كرد و تقريبا درنای بوسيله ي هورد منقرض شد. البته ولن زنده ماند و دست اورک ها به وی نرسيد. به مرور ، پوست قهوه ای اورك ها سبز شد و درانور كه سرسبز بود حال چيزي جز بياباني قهوه ای نبود. اورك ها ناچار به ترك درانور شدند ، و بوسيله ي گولدن ، و يك جادوگر انسان به نام مديو ، دروازه اي شيطانی ساختند و به ازراث پا نهادند. قبيله ي فروست ولف به رهبري دوروتن ، پدر ترال ، به دليل مخالفت هاي زياد با وحشيگری های هورد ، به كوهستاني در ازراث تبعيد شدند .
آویز و زنجیر از جنس استیل
ساخته شده در کارگاه فانتزیما
مقاوم در برابر رطوبت